
از بنیانگذاری ورزش فولاد مبارکه تا قرار گرفتن در جایگاه متشاکی !
خبر شکایت امین کریمیان، معاون فرهنگی و رسانهای باشگاه فولاد مبارکه سپاهان، از ابراهیم خلیلی، از چهرههای باسابقه و تأثیرگذار ورزش شهرستان مبارکه و استان اصفهان، در روزهای اخیر واکنشها و پرسشهای فراوانی را در میان جامعه ورزش به همراه داشته است.
آنچه این موضوع را بیش از پیش مورد توجه قرار داده، جایگاه طرفین این پرونده است؛ از یک سو، امین کریمیان به عنوان یکی از مدیران فعلی باشگاه فولاد مبارکه سپاهان در جایگاه شاکی قرار دارد و از سوی دیگر، ابراهیم خلیلی به عنوان متشاکی پرونده؛ فردی که بسیاری از اهالی ورزش، نام او را با شکلگیری و توسعه فعالیتهای ورزشی فولاد مبارکه در دهه هفتاد گره خورده میدانند.
سپاهان بدون تردید یکی از اصیلترین و پرافتخارترین باشگاههای فوتبال ایران است، اما کمتر کسی میتواند نقش حمایتهای گسترده فولاد مبارکه از ابتدای دهه هشتاد را در جهش، رشد و افتخارات این باشگاه نادیده بگیرد. قهرمانیها، حضورهای بینالمللی و توسعه ساختار حرفهای سپاهان، محصول همافزایی میان این باشگاه ریشهدار و مجموعه فولاد مبارکه بوده است.
در این میان، نقش افرادی که پایههای ورزش فولاد مبارکه را بنا نهادند و زیرساختهای آن را شکل دادند، بخشی جداییناپذیر از تاریخ ورزش استان اصفهان است. ابراهیم خلیلی از جمله همین افراد است؛ مدیری که سالهای طولانی از عمر خود را صرف توسعه ورزش شهرستان مبارکه و ایجاد زیرساختهایی کرد که آثار و نتایج آن تا امروز باقی مانده است.
بسیاری از پروژههای زیرساختی و امکانات ورزشی فولاد مبارکه با پیگیریها و تلاشهای او و همکارانش شکل گرفت. از جمله زمین ارزشمند مجموعه واقع در خیابان باغ دریاچه که سالها به عنوان یکی از سرمایههای مهم ورزش منطقه شناخته میشد و تأمین و تملک آن از اقدامات ماندگار آن دوران به شمار میرفت.
بر اساس مطالب منتشرشده، بخشی از اظهارات اخیر آقای خلیلی متوجه عملکرد و مواضع شخص امین کریمیان بوده است. طبیعی است که هر مسئولی حق داشته باشد نسبت به مطالب مطرحشده از خود دفاع کند؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا بهترین پاسخ به نقدها و اظهارنظرهای یک پیشکسوت باسابقه، طرح شکایت قضایی است؟ آیا بهتر نبود پاسخ این انتقادات در فضایی رسانهای، شفاف و مبتنی بر گفتوگو ارائه میشد تا افکار عمومی خود درباره آن قضاوت کند؟
پیشکسوتان ممکن است در بیان دیدگاههای خود صریح، تند و حتی منتقد باشند، اما نباید فراموش کرد که آنان بخشی از حافظه تاریخی ورزش هستند. افرادی که سالها برای ساختن یک مجموعه تلاش کردهاند، طبیعتاً خود را نسبت به سرنوشت آن مسئول میدانند و درباره روندها، تصمیمات و عملکرد مدیران اظهار نظر میکنند.
امروز بسیاری از دلسوزان ورزش این پرسش را مطرح میکنند که اگر کسانی که عمر خود را صرف ساختن زیرساختهای ورزش کردهاند، به دلیل بیان دیدگاهها و انتقادات خود در معرض شکایت قرار گیرند، چه پیامی برای نسل آینده مدیران و خدمتگزاران ورزش باقی خواهد ماند؟
مدیران میآیند و میروند، اما تاریخ باقی میماند. تاریخ نیز فراموش نخواهد کرد که چه کسانی در روزهای سخت، سنگ بنای توسعه ورزش را گذاشتند و چه کسانی از ثمره آن تلاشها بهرهمند شدند.
جامعه ورزش انتظار دارد اختلافنظرها، حتی زمانی که متوجه اشخاص و مدیران است، در فضایی مبتنی بر سعهصدر، احترام متقابل و گفتوگو مدیریت شود. حفظ حرمت پیشکسوتان نه یک لطف، بلکه ادای دین به کسانی است که بخش مهمی از اعتبار و موفقیت امروز ورزش منطقه، حاصل سالها تلاش و مجاهدت آنان است.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تقابل و شکایت، فرهنگ گفتوگو و پاسخگویی تقویت شود؛ زیرا هیچ مدیری بزرگتر از تاریخ نیست و هیچ شکایتی نمیتواند نقش و جایگاه پیشکسوتان را از حافظه ورزش پاک کند.
مسعود پناهی اصفهانی