اخبار ورزشی ایرانمسعود پناهی

جواد، بین انتخاب کردن و ماندن؛ ماندن را انتخاب کرد!

گاهی یک مدیر برای ساختن می‌آید و گاهی فقط برای ماندن.

تفاوت این دو، نه در حرف‌ها، که در تصمیم‌هایی است که می‌گیرند؛ تصمیم‌هایی که یا آینده یک باشگاه را می‌سازد یا آن را در دور باطل آزمون و خطا گرفتار می‌کند.

جواد محمدی وقتی بر صندلی مدیرعاملی ذوب‌آهن نشست، نخستین تصمیم بزرگش را با حذف قاسم حدادی‌فر گرفت؛ اسطوره‌ای که نامش با تاریخ معاصر ذوب‌آهن گره خورده است. تصمیمی که همان روز هم مخالفان کم نداشت، اما مدیرعامل نشان داد حاضر است مسئولیت آن را بپذیرد و جلال امیدیان را به‌عنوان مرد جدید نیمکت معرفی کند.

طبیعی بود که همه منتظر نتیجه این انتخاب بمانند.

اما هنوز یک فصل هم به پایان نرسیده، همان مدیری که با قاطعیت از انتخاب خود دفاع می‌کرد، بدون ارائه توضیحی روشن، جلال امیدیان را کنار گذاشت؛ آن هم در شرایطی که گفته می‌شد همکاری دو طرف برای فصل جدید نهایی شده بود.

سؤال ساده است؛ چه اتفاقی افتاد؟

اگر امیدیان انتخاب درستی نبود، چرا از ابتدا روی او اصرار شد؟ اگر انتخاب درستی بود، چرا بدون ارائه هیچ توضیح شفافی کنار گذاشته شد؟

و مهم‌تر از همه، آیا برای انتخاب سیدسیروس پورموسوی اساساً برنامه‌ای وجود داشت؟ آیا باشگاه از سرمربی جدید برنامه مکتوب، نقشه فنی و چشم‌انداز فصل را دریافت کرده است؟ یا بار دیگر تصمیمی گرفته شد که بیش از آنکه محصول یک فرآیند کارشناسی باشد، حاصل یک تغییر ناگهانی در اتاق مدیریت بود؟

ذوب‌آهن سال‌ها به عقلانیت مدیریتی مشهور بود؛ باشگاهی که کمتر اسیر هیجان می‌شد و بیشتر بر پایه برنامه حرکت می‌کرد. اما امروز هواداران با تصمیم‌هایی روبه‌رو هستند که ارتباط منطقی میان ابتدا و انتهای آن دیده نمی‌شود.

از کنار گذاشتن اسطوره باشگاه تا کنار گذاشتن جانشین همان اسطوره؛ آن هم بدون آنکه افکار عمومی بداند معیار این تغییرات چیست.

مدیریت باشگاه حق دارد تصمیم بگیرد، اما حق ندارد از پاسخگویی فرار کند. هوادار ذوب‌آهن فقط نتیجه نمی‌خواهد؛ او منطق تصمیم‌ها را هم مطالبه می‌کند.

امروز مسئله اصلی پورموسوی یا امیدیان نیست؛ مسئله، مدیریتی است که هنوز نتوانسته ثابت کند برای فردای ذوب‌آهن، نقشه‌ای روشن دارد.

مدیری که دیروز حدادی‌فر را کنار گذاشت و امروز امیدیان را؛ و شاید فردا، اگر نتایج مطابق انتظار پیش نرود، باز هم تصمیم دیگری بگیرد.

این همان چرخه‌ای است که باشگاه‌های بزرگ را از مسیر توسعه دور می‌کند؛ تغییر برای پنهان کردن اشتباهات قبلی، نه تغییر برای ساختن آینده.

در فوتبال حرفه‌ای، مدیران با کیفیت تصمیم‌هایشان شناخته می‌شوند، نه با مدت حضورشان در اتاق مدیریت.

شاید امروز بهترین توصیف برای آنچه در ذوب‌آهن می‌گذرد، همین یک جمله باشد؛

جواد محمدی میان «انتخاب کردن» و «ماندن» قرار گرفت؛ اما در نهایت، ماندن را انتخاب کرد.

و تاریخ فوتبال نشان داده است مدیرانی که بیش از ساختن آینده، نگران حفظ صندلی خود باشند، نه برای خود کارنامه‌ای ماندگار می‌سازند و نه برای باشگاه، آینده‌ای روشن.

مسعود پناهی اصفهانی


 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا