اخبار بسکتبال ایرانمسعود پناهی

برگردیم به اوایل دهه ۹۰ شمسی؛ تیم ملی بسکتبال جوانان ۲۰۱۴ ایران

سرمربی تیم، محمدرضا اسلامی بود و من هم در کنار ایشان، افتخار مربیگری داشتم.

از همان روزهای نخست اردو، جوانی بسیار مؤدب، مهربان، بااخلاق و دوست‌داشتنی در جمع بازیکنان حضور داشت. از نظر فنی نیز بازیکن شایسته‌ای بود. او کسی نبود جز پسر دکتر امیررضا خادم.

در آن روزها، دکتر امیررضا خادم، علاوه بر اینکه از پرافتخارترین قهرمانان کشتی ایران و دارنده مدال‌های المپیک و جهان بودند، معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزارت ورزش و جوانان نیز بودند؛ مسئولیتی مهم و اثرگذار که بخش قابل توجهی از امور ورزش کشور را در بر می‌گرفت.

با این حال، هر زمان برای تماشای تمرینات تیم به اردو می‌آمدند، آرام و بی‌حاشیه روی سکوهای سالن می‌نشستند و بیشتر اوقات مشغول مطالعه بودند. نه در کار کادر فنی دخالتی می‌کردند، نه سفارشی داشتند و نه حتی کوچک‌ترین اشاره‌ای به حضور فرزندشان در تیم.

چند مرحله از اردوها سپری شد و زمان اعلام فهرست نهایی فرا رسید.

راستش را بخواهید، گفتن آن جمله برایمان آسان نبود.

با ترس و لرز خدمت دکتر رسیدیم و گفتیم:

«دکتر… پسرتان از فهرست نهایی خط خورده است.»

انتظار هر واکنشی را داشتیم، اما ایشان تنها لبخندی زدند، ما را در آغوش گرفتند و جمله‌ای گفتند که هنوز پس از سال‌ها در ذهنم طنین‌انداز است:

«همه این بچه‌ها، پسران من هستند.»

نه اعتراضی کردند، نه گلایه‌ای، نه دلخوری و نه حتی کوچک‌ترین سفارشی.

در پایان نیز از تصمیم کادر فنی قدردانی کردند و به رسم یادبود، هدیه‌ای به ما تقدیم کردند.

آن روز، بیش از هر زمان دیگری فهمیدم که پهلوانی فقط به مدال‌های المپیک و جهان نیست؛ پهلوانی یعنی وقتی در جایگاهی قرار داری که قدرت تأثیرگذاری بر بخش بزرگی از ورزش کشور را داری، باز هم عدالت را بر هر رابطه‌ای مقدم بدانی و برای فرزند خود نیز هیچ امتیاز ویژه‌ای قائل نشوی.

این خاطره، برای من تنها یک خاطره نیست؛ درسی ماندگار از اخلاق، انصاف و پهلوانی است که هرگز از ذهنم پاک نخواهد شد.

ارادتمند
سید زمان حسینی
مربی بسکتبال از خطهٔ گرگانِ زیبا

مسعود پناهی اصفهانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا