
نامی که با برائت ماندگار شد
در روزگاری که خبر یک اتهام با سرعت منتشر میشود، گاهی خبر برائت، سالها بعد و در سکوت از راه میرسد؛ سکوتی که نه آبروی آسیبدیده را به آسانی بازمیگرداند و نه رنج سالهای انتظار را جبران میکند.
اصغر دلیلی، مدیرعامل اسبق باشگاه ذوبآهن، از مدیرانی بود که نامش با یکی از موفقترین دورههای تاریخ این باشگاه گره خورده است. اما پس از آن، سالها درگیر پروندهای قضایی شد؛ سالهایی که با حضور مکرر در دادگاهها، تحمل فشارهای روحی و اجتماعی و قضاوتهای زودهنگام افکار عمومی سپری شد.
سرانجام، پس از سالها رسیدگی قضایی، حکم برائت او صادر شد. این پایان، بیش از هر چیز یادآور یک اصل بنیادین حقوقی است؛ اینکه تا زمانی که جرم فردی در دادگاه صالح اثبات نشده، هیچکس را نباید مجرم دانست. فاصله میان «اتهام» و «اثبات جرم»، همان مرزی است که عدالت بر آن استوار است.
شاید هیچ حکمی نتواند سالهایی را که در پیچوخم دادرسی سپری شده، به زندگی یک انسان بازگرداند؛ اما برائت نهایی، اعاده حیثیت حقوقی کسی است که سالها زیر بار سنگین اتهام زندگی کرد.
این ماجرا همچنین هشداری برای همه ماست؛ برای رسانهها، مسئولان و افکار عمومی که در قضاوت درباره افراد، شتابزده عمل نکنیم. همانگونه که انتشار خبر اتهام اهمیت دارد، انتشار خبر برائت نیز وظیفهای اخلاقی و اجتماعی است؛ زیرا آبرو و اعتبار انسانها، سرمایهای نیست که بتوان به آسانی از کنار آن گذشت.
امروز، فارغ از هر نگاه و سلیقهای، احترام به رأی نهایی دادگاه، احترام به عدالت است. اگر نام اصغر دلیلی امروز در ذهن بسیاری از علاقهمندان ورزش و مدیریت باقی مانده، نه فقط به دلیل سالهای حضورش در ذوبآهن، بلکه به این دلیل است که پس از سالها تحمل رنج و اتهام، سرانجام با حکم برائت، حقانیت حقوقی خود را بازیافت.
از همین رو، «نامی که با برائت ماندگار شد» تنها یک تیتر نیست؛ روایتی است از اینکه عدالت، اگرچه گاه دیر میرسد، اما میتواند حقیقت را از زیر غبار اتهام بیرون بکشد و یادآور شود که حیثیت انسانها، ارزشی فراتر از هیاهوی روزگار دارد.
مسعود پناهی اصفهانی