
وقتی کوچککردن ساختار، نام «تحول» میگیرد
از همان روز نخست گفتیم انتخاب بهزاد فروغی برای این جایگاه، انتخاب درستی نیست. پاسخ روشن بود: حمایت کنید و فرصت بدهید.
ما هم فرصت دادیم؛ شش ماه گذشت.
امروز اما، نتیجه عملکرد و تصمیمات مدیریتی، بیش از هر توضیحی گویای واقعیت است.
آنچه قرار بود با عنوان «تجربه، مدیریت و تحول» به سپاهان اضافه شود، در عمل به تفکیک و کوچکشدن ساختاری انجامید که حاصل نزدیک به دو دهه تلاش و زحمات مدیری چون حاج محمدرضا ساکت بود.
آکادمی فوتبال، اماکن و چمنها، ارزیابی و عملکرد، پایگاه پزشکی و ورزش بانوان، یکی پس از دیگری از این ساختار جدا شدند.
معاونت بزرگ فنی ورزشی سپاهان که روزگاری مسئولیت مجموعهای گسترده از حوزههای ورزش قهرمانی باشگاه را بر عهده داشت، امروز عملاً به مدیریت دو تیم هندبال و والیبال آقایان تقلیل یافته است.
این را نمیتوان «تحول» نامید.
تحول یعنی ساختن، توسعه دادن و ارتقا بخشیدن؛ نه کوچککردن ساختار برای متناسب شدن آن با ظرفیت مدیریت.
اگر قرار باشد برای توجیه یک مدیریت، ابتدا مسئولیتها و حوزه اختیارات را از آن بگیریم و سپس کوچکشدن ساختار را دستاورد مدیریتی معرفی کنیم، دیگر با تحول مواجه نیستیم؛ بلکه با تغییر صورت مسئله روبهرو هستیم.
ما روز نخست تشخیص خود را مطرح کردیم؛
شش ماه فرصت دادیم؛
و امروز، واقعیت عملکرد و تغییرات ساختاری، بیش از هر نقدی سخن میگوید.
حالا شاید زمان آن رسیده باشد که به جای ادامه دادن یک مسیر پرحاشیه، درباره پایان این مسئولیت تصمیمی منطقی گرفته شود.
گاهی بهترین تصمیم برای یک مدیر، خداحافظی بهموقع است؛ پیش از آنکه دیگران به جای او، زمان خداحافظی را تعیین کنند.
و شاید بد نباشد آقای فروغی، تجربه مدیرانی را به یاد بیاورند که پیش از ایشان این ساختار را ساخته و توسعه دادهاند؛ چرا که سپاهان، حاصل تصمیمهای مقطعی نیست، بلکه نتیجه سالها تلاش و انباشت تجربه مدیریتی است.