
ساکت؛ مطالبه سکوها، نه انتخاب مدیران؟
هرگاه سپاهان دچار بحران شده، یک نام بیش از همه از روی سکوها شنیده شده است؛ محمدرضا ساکت. این بار هم داستان تفاوت چندانی ندارد. در فضای هواداری، بسیاری بازگشت او را راهی برای بازگرداندن نظم، اقتدار و هویت مدیریتی به باشگاه میدانند. اما به نظر میرسد این مطالبه، بیش از آنکه از اتاقهای مدیریت فولاد مبارکه برخاسته باشد، از دل سکوها و میان هواداران شکل گرفته است.
این تفاوت، اهمیت زیادی دارد. مدیران ارشد شرکت فولاد مبارکه معمولاً تصمیمهای خود را بر اساس ملاحظات کلان سازمانی، اقتصادی و مدیریتی اتخاذ میکنند، در حالی که هواداران تنها یک معیار دارند؛ موفقیت سپاهان در زمین فوتبال. همین تفاوت نگاه، گاهی فاصلهای میان خواست بدنه هواداری و تصمیم مدیران ایجاد میکند.
محبوبیت ساکت نزد هواداران اتفاقی نیست. بسیاری از پرافتخارترین سالهای تاریخ سپاهان با نام او گره خورده است. برای هواداران، ساکت تنها یک مدیر نیست؛ نماد دورانی است که سپاهان با ثبات، برنامه و اقتدار شناخته میشد. طبیعی است که در روزهای بحران، ذهن هوادار به همان الگوی موفق بازگردد.
اما پرسش اصلی این نیست که «آیا ساکت مدیر توانمندی است؟» بلکه این است که اگر او بازگردد، آیا همان شرایط موفق گذشته نیز بازخواهد گشت؟ فوتبال امروز با ده سال قبل تفاوت دارد و هیچ مدیری، هرچقدر هم باتجربه، بدون حمایت کامل ساختار مدیریتی نمیتواند به تنهایی مسیر یک باشگاه را تغییر دهد.
از سوی دیگر، اگر مدیران ارشد باشگاه یا شرکت مادر به این جمعبندی نرسیده باشند که باید از یک مدیر با اختیارات کامل حمایت کنند، بازگشت هر نام بزرگی نیز ممکن است به تجربهای ناکام تبدیل شود. مسئله فقط انتخاب مدیر نیست؛ مسئله، میزان اعتماد و اختیاری است که به او داده میشود.
شاید به همین دلیل، بحث امروز سپاهان بیش از آنکه درباره شخص محمدرضا ساکت باشد، درباره نوع نگاه به مدیریت باشگاه است. آیا باشگاه به دنبال بازسازی یک مدل موفق مدیریتی است یا صرفاً در پی عبور از یک مقطع بحرانی؟
آنچه مسلم است، هواداران پیام خود را بارها و به شکلهای مختلف بیان کردهاند. اکنون نوبت مدیران است که نشان دهند تا چه اندازه این صدا را میشنوند؛ چرا که در فوتبال، گاهی فاصله میان تصمیم مدیران و انتظار هواداران، خود به بحرانی بزرگتر از نتایج داخل زمین تبدیل میشود .
مسعود پناهی اصفهانی
