
مجوز حرفهای یا سلیقه حرفهای؟؛ سپاهان در جستوجوی عدالت…
نویسنده: مسعود پناهی اصفهانی
فوتبال حرفهای با قانون معنا پیدا میکند؛ نه با برداشتهای متفاوت و سلیقهای از قانون. مجوز حرفهای نیز قرار بود نماد شفافیت، عدالت و اجرای یکسان مقررات برای همه باشگاهها باشد. اما زمانی که یکی از باسابقهترین و حرفهایترین باشگاههای فوتبال ایران، یعنی سپاهان، برای دفاع از حقوق خود مسیر دادگاه حکمیت ورزش (CAS) را انتخاب میکند، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا در فوتبال ایران، معیار تصمیمگیری فقط قانون است یا تفسیرهای متفاوت از قانون؟

سپاهان نامی نیست که در فوتبال ایران نیاز به معرفی داشته باشد. باشگاهی که سالها با برنامهریزی، سرمایهگذاری در زیرساخت، توجه به فوتبال پایه و حضور قدرتمند در رقابتهای داخلی و آسیایی، خود را به عنوان یکی از ستونهای اصلی فوتبال ایران معرفی کرده است. طبیعی است که چنین باشگاهی و هواداران پرشمارش انتظار داشته باشند فرآیندهای مهمی مانند صدور مجوز حرفهای، با بالاترین سطح شفافیت و دقت انجام شود.
عدم صدور مجوز حرفهای برای سپاهان، صرفاً یک تصمیم اداری نیست؛ تصمیمی است که میتواند بر آینده ورزشی، اقتصادی و بینالمللی یک باشگاه تأثیر بگذارد. به همین دلیل، هر تصمیمی در این سطح باید علاوه بر استناد به مقررات، از نظر افکار عمومی نیز قابل دفاع و شفاف باشد.

در استانداردهای فوتبال حرفهای و مقررات صدور مجوز باشگاهها، موضوع فقط بررسی مدارک نیست؛ بلکه نحوه رسیدگی، اطلاعرسانی درباره ایرادات، فرصت دفاع و رعایت اصول دادرسی منصفانه نیز اهمیت دارد. باشگاهها باید اطمینان داشته باشند که همه آنها با یک معیار واحد سنجیده میشوند و هیچ تفاوتی در اجرای مقررات وجود ندارد.
سپاهان با مراجعه به CAS، نه مقابل فوتبال ایران ایستاده و نه اقدامی خارج از چارچوب انجام داده است. این باشگاه از حقی استفاده کرده که در نظام حقوق ورزش برای باشگاهها پیشبینی شده است؛ حق مراجعه به یک مرجع مستقل برای بررسی تصمیمی که نسبت به آن اعتراض وجود دارد.

مدیران سپاهان در این مسیر نشان دادهاند که در برابر یک تصمیم سرنوشتساز، صرفاً به اعتراض رسانهای بسنده نکردهاند و راه قانونی را انتخاب کردهاند. این رویکرد میتواند نشانه بلوغ مدیریتی یک باشگاه حرفهای باشد؛ باشگاهی که میخواهد از اعتبار خود و حقوق هوادارانش با ابزارهای قانونی دفاع کند.
فدراسیون فوتبال نیز طبیعتاً حق دارد از فرآیندهای خود دفاع کند. اگر تمام مراحل صدور مجوز حرفهای مطابق مقررات انجام شده باشد، رسیدگی CAS میتواند تأییدی بر عملکرد این مجموعه باشد. اما اگر در این فرآیند نیاز به اصلاح یا بازنگری وجود داشته باشد، پذیرش آن میتواند به نفع آینده فوتبال ایران باشد.
آنچه امروز سپاهان دنبال میکند، امتیاز ویژه نیست؛ مطالبه اجرای برابر قانون است. هیچ باشگاهی نباید احساس کند که تلاشها، سرمایهگذاریها و جایگاه حرفهایاش نادیده گرفته شده است. عدالت زمانی معنا پیدا میکند که قانون برای همه یکسان اجرا شود.
پرونده سپاهان در CAS تنها درباره یک مجوز نیست؛ درباره اعتماد باشگاهها به ساختار تصمیمگیری فوتبال است. نتیجه این پرونده هرچه باشد، میتواند فرصتی برای شفافتر شدن فرآیندها و حرفهایتر شدن مدیریت فوتبال ایران باشد.
سپاهان امروز برای یک برگ مجوز نمیجنگد؛ برای احترام به جایگاه یک باشگاه حرفهای و شنیده شدن صدای هوادارانی تلاش میکند که سالها پشت این تیم ایستادهاند.
در نهایت، فوتبال زمانی رشد میکند که قانون بر همه چیز حاکم باشد؛ نه نام باشگاهها، نه فشارها و نه برداشتهای شخصی. شاید مهمترین سؤال این پرونده همین باشد:
مجوز حرفهای؛ آزمون اجرای قانون است یا آزمون سلیقهها؟